close
چت
Open links in secondary window

moisrex.r98.ir

قصه ی تولد لاک پشت ها
آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
صنایع دستی زنجان 0 41 fns4565
صنایع دستی مشهد 0 34 fns4565
خوشبو کردن آشپزخانه فقط با دارچین یا وانیل 0 54 narges
پیشنهاد خانگی برای مو های تار و کدر شده 0 19 narges
آبریزش بینی را با آنتی هیستامین های طبیعی درمان کنید! 0 29 narges
بیماری هایی که با خوردن موز درمان می شوند 0 25 narges
درد مداوم کف پا در طول شش هفته را جدی بگیرید 0 24 narges
تست ازدواج ! (طنز) 0 33 yalda
نگذارید زندگیتان کسل کننده ویکنواخت شود! 0 22 yalda
استرس مغز كودكان را تغییر می‌‌دهد 0 18 yalda
آیا تیپ خواستگار مهم است؟ 0 16 yalda
زنان از همسر خود چه می خواهند؟ 0 18 yalda
7 بیماری بدون علامت 0 26 diyana
استرس در کودکی موجب تغییراتی در سازه‌های اصلی مغز می‌شود 0 20 diyana
نکات خانه داری برای نوعروس ها 0 19 diyana
اشتباهات رایجی كه موهای شما را نازك می‌كند 0 27 diyana
چقدر به این ماده خوراکی اهمیت می‌دهید؟ 0 19 diyana
توصیه‌های سنتی برای درمان کبد چرب 0 23 diyana
ازدواج با معتادان ترك كرده 0 18 donya
روزتان را اینطوری شروع نکنید! 0 21 donya
نشانه های دلزدگی زناشویی چیست 0 25 donya
بسیاری از کودکان بی‏دلیل گریه می‏کنند. آیا این علامت هم نشانه افسردگی است؟ 0 14 donya
اس ام اس های خنده دار و طنز ضد دختر 0 17 donya
اگر دندان هایتان را دوست دارید، این مواد غذایی را نخورید! 0 22 fahime
رازیانه چه نقشی در کاهش وزن دارد؟ 0 25 fahime
علایم سرطان کلیه را بشناسید 0 22 fahime
یخچال را کجا بگذاریم؟ 0 15 fahime
جوش های سرسیاه را با لیمو و تخم مرغ از بین ببرید 0 22 fahime
يه پيشنهاد 2 127 hosseinkh
كارهايي كه با نوارهاي ويديويي ميشه كرد 1 136 hosseinkh
  قصه ی تولد لاک پشت ها

 

تولد لاک پشت ها,داستان,داستانهای کودکانه

سارا خیلی خوشحال و هیجان زده بود. آن ها روزهای زیادی منتظر بودند تا بچه لاک پشت های کنار ساحل از تخم بیرون بیایند و بالاخره آن شب وقتش بود و پدر سارا قصد داشت او را برای دیدن بچه لاک پشت ها به ساحل ببرد. به خاطر همین سارا و پدرش آن شب خیلی زود از خواب بیدار شدند. هوا هنوز تاریک بود آن ها چراغ قوه شان را برداشتند و با احتیاط به سمت ساحل حرکت کردند. پدر از سارا قول گرفته بود که سارا کاری به بچه لاک پشت ها نداشته باشد و هیچ سر و صدایی نکند و تنها کاری را انجام بدهد که پدرش به او می گوید.

سارا واقعاً هیچ تصوری درباره ی اتفاقات آن شب نداشت ولی برادر بزرگترش به او گفته بود که لاک پشت ها نزدیک ساحل با کمی فاصله از آب به دنیا می آیند.

بعد از این که از تخم بیرون آمدند به سرعت به سمت دریا حرکت می کنند. همه ی این ها برای سارا بسیار هیجان انگیز بود.

سارا و پدرش به آرامی پشت یک صخره قایم شدند و تنها یکی از چراغ قوه ها را روشن گذاشتند. سارا همه جا را به دنبال مادر لاک پشت ها گشت اما نه مادرشان را پیدا کرد و نه توانست اولین بچه ای را که از تخم بیرون می آید ببیند.

بچه لاک پشت خیلی کوچک بود!


بچه لاک پشت مثل همه ی بچه ها خیلی ناشیانه حرکت می کرد و اصلاً منتظر بقیه ی خواهر و برادراش هم نشد. او خودش به تنهایی به سمت دریا حرکت کرد. کم کم بیشتر بچه ها از تخم هایشان بیرون آمدند و همه به سمت آب حرکت کردند.. سارا و پدرش قایم شده بودند و اصلاً حرفی نمی زدند و فقط حرکت بچه لاک پشت ها را که به سمت دریا می رفتند تماشا می کردند.

اما مدتی بعد اتفاق عجیبی افتاد که به نظر سارا بسیار وحشتناک بود. چند مرغ دریایی به سمت بچه لاک پشت ها حمله کردند و شروع به خوردن آن ها کردند. سارا این طرف و آن طرف را نگاه  کرد تا ببیند آیا پدر لاک پشت ها می آید و آن ها را از دست این پرندگان نجات می دهد؟ اما او هرگز نیامد.

سارا تمام این صحنه ها را با گریه تماشا می کرد و وقتی اولین گروه از لاک پشت ها صحیح و سالم به دریا رسیدند جیغ یواشی از سر خوشحالی زد.

با این که پرنده ها تعداد کمی از لاک پشت ها را خوردند اما در پایان تعداد زیادی از آن ها به دریا رسیدند و سارا از این موضوع بسیار خوشحال بود.

در راه برگشت به خانه پدر متوجه گریه ی سارا شده بود و به او گفت که لاک پشت ها به این شکل به دنیا می آیند. مادر لاک پشت ها تعداد زیادی تخم می گذارد و آن ها را زیر شن و ماسه پنهان می کند و خودش از آن جا دور می شود. وقتی بچه لاک پشت ها از تخم بیرون بیایند، باید تلاش کنند تا خودشان را به دریا برسانند. به همین دلیل با این که تعداد زیادی از آن ها متولد می شوند ولی تعداد زیادی بوسیله ی پرندگان خورده می شوند و بعضی از آن ها هم در دریا کشته می شوند. پدرش گفت فقط تعداد کمی از این لاک پشت ها موفق می شوند سال های زیادی زنده بمانند.

سارا خیلی خوشحال بود که آن شب اطلاعات زیادی در مورد لاک پشت ها یاد گرفته و همین طور خوشحال بود از این بابت که یک خانواده دارد و والدین و برادر و خواهرش به او کمک می کنند و از همان روز اول که بدنیا آمده همه مواظبش بودند و از او خیلی خوب مراقبت کردند و می کنند.

كتابخانه قصه كودك - سايت كودكان

koodakan.org/story/library/kids.htm
قصه‌هایی برای کودکان، ضرب المثل، چیستان، وب‌گاه کودکان.
چهار خرگوش كوچولو _ صفحه 1. روزي و روزگاري، در جنگلي پر از درختهاي سوزني، چهار بچه خرگوش همراه مادرشان در حفره اي شني زير ريشه هاي يك درخت زندگي مي كردند.

قصه های کودکان - IRIB Uzbek Radio

uzbek.irib.ir/persian/تولیدات/ادبی/قصه-های-کودکان
Islamic Republic of Iran Broadcasting - Uzbek Radio.
جشن تکلیف داستان کودکانه,شعر کودکانه,قصه های کودکانه قصه کودکانه,ترانه کودکان,داستان کودکان,قصه,داستانهای کودکانه,شعرکودکانه,داستان کودک,قصه های ...

قصه کودکان قصه کودکانه ملکه گل ها - بیتوته

www.beytoote.com/baby/fiction-baby/fiction-flower.html
کودکان قصه کودکان روزی روزگاری ، دختری مهربان در كنار باغ زیبا و پرگل زندگی می كرد ، كه به ملكه گل ها شهرت یافته بود .

قصه شب کودک

melika8.blogfa.com/
قصه شب کودک - قصه برای کودکان. ... هم کار را آغاز کردند . آنها سالهای زیادی را در کنار هم با شادی و خوشی زندگی کردند . این بود قصه امشب شب همه فرزندان ایرانی بخیر.

قصه های کودکانه - صفحه اصلی گنجینه صوتی - تبیان

sound.tebyan.net/newindex.aspx?pid=150300&CategoryID...
گنجینه صوتی > کودک و نوجوان > قصه های کودکانه ... حکایت زیبای کودکانه «گربه و طوطی» تولید شده توسط ایران صدا «قصه گربه و طوطی که با هم دوست بودند و به ...
ای کاش من هم یک گنجشک بودم! قصه کودکانه. آن وقت هرجا دوست داشتم میرفتم و در آسمان پرواز میکردم. یک روز همین طور که در فکر و خیال بود، احساس کرد کوچک شده است !
بچه های کوچولو خیلی از شنیدن قصه بخصوص قبل از خواب لذت می برند. در اینجا چند قصه برای کودکان برای دانلود قرار داده ایم که هر شب برای کوچولوی خودتون بذارید تا ...



آخرین مهلت ثبت نام در مشاوره فوق العاده آقای عباسی

از روز اول در مسیر درست قدم بردارید

برای اطلاعات بیشتر بر روی عکس زیر کلیک کنید

مشاوره وبرنامه ریزی کنکور

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی